حجاب حق من ، انتخاب من ، زندگی من

چادر عزیزم؛ تو فرم عاشقی منی.... هرکه مرا ببیند میفهمد که من عاشق حضرت مادر شده ام

حجاب حق من ، انتخاب من ، زندگی من

چادر عزیزم؛ تو فرم عاشقی منی.... هرکه مرا ببیند میفهمد که من عاشق حضرت مادر شده ام

سلام....
این وبلاگ درموردحجابه....چیزی که متاسفانه توجامعه مون روز به روز داره کمرنگ و کمرنگ ترمیشه...
اما گاهی اوقات سعی می کنم یه زنگ تفریح کوچولو داشته باشیم و درمورد چیزای دیگه هم مطلب قرار میدم...


.
#همیشه_عشق_باشد_همیشه_برکت
#پروازی_ام
.
.
دعا ڪنید مــ❤ــرا ، ای تمام مردم شهر
ڪه مـــ❤ـــا به زور دعاها به پای هم برسیـم

کلمات کلیدی

چه امانت بزرگی، چه امانتدار بی خیالی

چهارشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۰۱ ق.ظ
محض خنده قرار گذاشتیم با بچه های کلاسمون بریم جنوب
 رفتیم همه جا جدید بود حرفها جدید بود همه مسائل در مورد ایثار و گذشت بود
 شب آخر رفتیم بیمارستان صحرایی امام حسین 
خیلی تاریک بود که رسیدیم
خوابمونم میومد ....
چیزی ندیدیم ...
 صبح شد بعد از صبحونه اومدیم بیرون خیلی ناراحت بودم که دارم برمیگردم ناخوداگاه گریه میکردم ...
چشمم خورد به نوشته بزرگ و قرمز رو دیوار خواهرم! سرخی خونم را به سیاهی چادرت به امانت گذاشتم پس امانتدار خوبی باش
 گریه ام بند اومده بود ولی صدای نفسمو میشنیدم
 خیره خیره بهش نگاه میکردم .....
چه امانت بزرگی و چه امانتدار بی خیالی!
 اومدیم تهران با چادر رفتم خونه ....
 صبح روز بعدبا چادر رفتم مدرسه دوستام گذاشتن رو حساب جو گیری !
 ظهر اومدم خونه مامانم فقط بهم لبخند زد ...هیچی نگفت
 2شب بعد عروسی دعوت بودیم با چادر رفتم.....
 مامانم اینا خودشون چادرین ولی هیچ وقت نخواستن بهم اجبار کنن من خودم انتخاب کردم ....
 فامیلامون بیشتر تعجب کرده بودن اصلا منو اینطوری قبول نداشتن .......
 الان عادت کردن همه !
عادی شده خودم گاهی بدون چادر کوه و تپه میرم اما بعدش پشیمون میشم ....
 یاد امانتداری ام میافتم ....
 حالا دیگه مطمئنم مطمئنم از انتخابم.... 
به هیچ قیمتی ام بیخیالش نمیشم
  • همنام مادر سادات ✨✨

نظرات  (۳)

جالب بود...
من هم چادری هستم ولی کوه و دشت که میریم چادر سرم نمیکنم××××××
یادمه از طرف اداره ی بابام اینا که اتفاقا همه خیلی مومن هستن رفته بودیم اردو طرفای شیراز حال و هوامون عوض شه منم به این بهونه که دو سه روز قراره بمونیم چادرمو برداشتم!
اما حال واقعا پشیمونمو با خودم میگم تو که اونجا چادر میپوشیدی خب اینجا هم بپوش
پاسخ:
همین که احساس پشیمونی کردیخیلی خوبه گلم.........
تو وبت داستان بیشتر قرار بده عزیزم
پاسخ:
چشم....
عشق من چادرمه
هیچوقت از خودم جداش نمیکنم
پاسخ:
آفرین... منم چادرم روخیلی دوست دارم.......

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی